خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





در عفو لذتی است که در انتقام نیست

     

    بخشیدن دیگران، مهارتی که می شود آن را یاد گرفت

    بگذارید با یک سوال صریح شروع کنیم :" همین الان از چند نفر کینه به دل دارید"؟ شمردید؟ حالا بشمارید ببینید چند نفر از شما کینه به دل دارند. لا اقل آن هایی را که مطمئنید یک جایی از شما دلخوری دارند و هنوز شما را نبخشیده اند را ردیف کنید. به عنوان یک آدم که هنوز او را نبخشیده اند چه حسی دارید؟ به عنوان آدمی که هنوز تقصیرات یک نفر را نبخشیده است چه حسی؟ به نظرتان از این دو تا حس کدامشان بدتر است؟ روان شناس ها می گویند حس کسی که از دیگری کینه به دل دارد خیلی بدتر، آزار دهنده تر و برای سلامت روان و حتی بدن خطرناک تر است. چرا نبخشیدن این قدر برای سلامت روان بد است؟ چرا بخشیدن برای سلامت روان خوب است؟ و از همه مهم تر چه کار کنیم که آدم با گذشتی شویم؟

     

     

    بخشیدن به چه درد می خورد؟

    " در عفو لذتيست كه در انتقام نيست". این را ما ایرانی ها سال هاست که می دانیم.  اما روان شناس ها از چند دهه پیش روان شناس ها "بخشیدن دیگران" را به عنوان یک  موضوع جدید در علم خودشان مطرح کردند، در موردش تحقیق کردند و حتی از قدرتی که بخشش دارد  یک نوع روان درمانی موثر به وجود آورند. روان شناس ها می گویند بخشیدن می تواند به دلیل های زیر روی سلامت روان آدم تاثیر مثبت داشته باشد.

     

    1.       انرژی مان به خاطر کینه هدر نمی رود

    وقتی که آدم از یک نفر کینه به دل می گیرد، مخصوصا اگر آن یک نفرنسبت نزدیکی به آدم داشته باشد،  ذهن آدم  بخش بیشتر انرژی خودش را صرف فکر کردن به ظلمی می کند که که بر او روا رفته است. آن وقت است که کم کم تمام فکر و ذکر و هیجان و در نتیجه رفتار آدم حول یک چیز می چرخد: خاطره رنجش و حس کینه. باور نمی کنید کینه بتواند این قدر زندگی آدم را به هم بریزد، نه؟ آخرین باری که خیلی از یکی رنجیدید و روزهای سیاه بعدش را یادتان بیاورید تا دستتان بیاید ابعاد بزرگترش می تواند با آدم چه کار کند.

     

    2.      بخشش، یک پایان خوب است

    روان شناس ها می گویند تا وقتی که ما در ذهنمان رنجشی از کسی داشته باشیم، تا این رنجش را حل نکنیم نه جدا شدن از آن نفر  و نه انتقام آراممان نمی کند. یعنی به هر حال "رنجیدن" به عنوان یک موضوع تمام نشده در ذهن ما مانده است. خاصیت ذهن آدم هم این است که تا یک موضوع ناتمام را تمام نکند آرام نمی گیرد. تا وقتی که دیگران را نبخشیم احساس کینه به عنوان یک موضوع تمام نشده در ذهن ما می ماند و ما را تا ابدالاباد اسیر می کند. پس بخشیدن دیگران قبل از این که دیگران را آرام کند خود ما را آرام می کند.

     

    3. بخشش، بیماری های روان تنی به بار نمی آورد

    وقتی که خاطر ما از یک نفر رنجیده است هی پشت سر هم از رنجاننده و خودمان که در موقعیت رنجش جوابش را نداده ایم حرص می خوریم. حرص خوردن افراطی هم که اش معلوم است؛ انواع و اقسام شکل های اضطراب، وسواس، افسردگی، زخم معده و جوش صورت نتیجه.

     

    بخشش چی هست؟ بخشش چی نیست؟

     

    حتما این را شنیده اید که بخشیدن " فراموش کردن" نیست. حالا این ها هم به چیزهایی که بخشیدن نیستند اضافه کنید " آشتی کردن" و" چشم بستن بر خطاها" . خیلی ها به خاطر این که فکر می کنند که اگر ببخشند باید با فرد رنجاننده آشتی کنند یا خطاهایش را فراموش کنند سراغ بخشیدن نمی روند. اما واقعیت این است که بخشیدن بیشتر یک احساس مثبت درونی است و آدم را با خودش آشتی می دهد تا با دیگران. حتی ممکن است نگاه ما به فردی که ما را رنجانده هیچ وقت مثبت نشود، ممکن است فقط خنثی شود و یا منفی بودنش کمرنگ شود. مهم این است که ما در درون خودمان رنجشی که از او دیده ایم را ببخشیم. 

    ضمن این که یادتان باشد که بخششی که به خاطر عزت نفس پایینمان، یا به خاطر رفع تکلیف، یا  به خاطر  منفعتی که در رابطه با فرد رنجاننده وجود دارد، یا به خاطر ترسی که از او داریم یا به خاطر اصرار دیگران باشد اصلا بخشش  سالمی نیستند.

     

    چند گام برای بهتر بخشیدن

    بخشیدن دیگران آن قدر می تواند روی سلامت روان اثر مثبت داشته باشد که بعضی از روان شناس هایی که بیشتر روی معنویت کار کرده اند یک " روان درمانی بر اساس بخشش" طراحی کرده اند. آن ها می گویند اگر ریشه اضطراب و استرس یک کینه قدیمی باشد،  بهترین راه برای برطرف کردن این است که بیمار با تمام وجودش از تقصیرات دیگران بگذرد. بعضی از این توصیه ها در واقع مراحلی از همان روان درمانی هستند. پس واقعا اگر کینه زندگیتان را به هم ریخته است  لطفا با کمک یک روان شناس  این مراحل را طی کنید:

     

    گام 1. احساسات منفی را انکار نکنید!

    دیده اید بعضی ها می گویند " من از هیچ کس چیزی به دل نمی گیرم". راستش را بخواهید لا اقل از نظر روان شناسی این " هیچ چیز" غیر ممکن است. اگر خیلی بخواهیم روان کاوانه برخورد کنیم حتی تاکید یک نفر بر " اصلا" و " ابدا" و "هیچ وقت" و " در هیچ شرایطی" کینه به دل نگرفتن می تواند نشانه این باشد که اتفاق ته دل آن آدم یک کینه عمیق خوابیده است و عملا آن آدم کینه ای تر از دیگران است. پس لطفا احساس کینه از دیگران را لا اقل از خودتان پنهان نکنید و به جایش بنشینید به ابعاد مختلفش فکر کنید. به این که چه قدر شدت دارد؟ نسبت به چه کسی یا چه کسانی است؟ اولین بار کی از او رنجیدید و چرا؟ ممکن است ریشه های این کینه به کودکی تان برگردد؟ ممکن است رنجش خاطرتان خیلی افراطی و غیر واقعی باشد؟

     

    گام 2. دو دو تا چار تا کنید!

    یک بار دیگر " بخشیدن به چه دردی می خورد" را بخوانید و با خودتان فکر کنید که روی هم رفته مضرات کینه داشتن یا تلافی کردن بهتر است یا سودهایش. همین که شما به این نتیجه برسید که بخشیدن هم می تواند در کنار کینه ابدی و تلافی کردن یکی از گزینه هایتان باشد از این گام نتیجه گرفته اید.

     

    گام 3. به خودتان حق قصاص و بخشش بدهید

    می گویند بخشش وقتی لذت بخش تر است که آدم توانایی قصاص کردن را داشته باشد. این که شما خودتان را هم در انجام تلافی و هم در بخشیدن محق بدانید، باعث می شود که راحت تر و بدون اکراه دیگری را ببخشید. شاید به همین خاطر است که مراسم آشتی کنانی که بدون میل دو طرف قضیه انجام می شود معمولا نتیجه نمی دهد.

     

    گام 4. به محدودیت های کسی که از او رنجیده اید هم  فکر کنید!

    حالا وقت این است که کمی دوز هیجان قضیه را بیاورید پایین و منطقی تر اتفاقی را که باعث رنجش شما شده است را بررسی کنید. ببینید که واقعا چرا رنجاننده شما را رنجانده است. آیا او خودش محدویت هایی نداشته است که باعث آن رفتار شده است؟ ممکن نیست که در  روز یا روزهایی که شمات را رنجانده است، از چیزی ناراحت بوده باشد؟ احتمال ندارد که شما رفتاری کرده باشید که چیز تلخی را برایش زنده کرده باشد؟ اصلا به این خاطر نیست که او خودش در زندگیش تحت فشار های روانی شدیدی بوده و برای همین کلا عصبی بار آمده است؟ خب! همه این ها می تواند محدویت هایی باشد که باعث می شود یک نفر شما را برنجاند. شما خودتان از این محدودیت ها ندارید؟ برای خودتان پیش نیامده که ناخواسته یک نفر را برنجانید؟ منصف باشید دیگر!

     

    گام 5. به خوبی های کسی که شما را رنجاننده فکر کنید!

    معمولا رنجش خاطرهای عمیق از کسانی پیش می آید که ما از آن ها توقع رنجاندن را نداشته ایم. خب این آدم ها که یک دفعه از آسمان نیامده اند. این آدم ها یک خوبی هایی داشته اند که ما اول با آن ها احساس نزدیکی کرده ایم که بعد از رفتارشان برنجیم دیگر.  فکر کنید، ببینید که واقعا آن آدم هیچ خوبی در ذاتش نیست؟ نیست واقعا؟

     

    گام 6. تصمیم بگیرید که می خواهید ببخشید یا نه؟

    تا حالا دیگر باید دستتان آمده باشد که بخشیدن هم عمل منصفانه تریست و هم در درجه اول به نفع خودتان است. اما هنوز مختارید که بین گذشت و کینه  یکی را انتخاب کنید. اما به هر حال دل را یکدله کنید و تصمیم بگیرید. برای تصمیم گیری عجله نکنید، اما زیاد هم در تردید نمی دانید. فقط یادتان باشد که تصمیم گیریتان فقط به خاطر منافع منطقی نباشد و واقعا از ته دلتان دیگران را بخشیده باشید.  اگر نهایتا تصمیمتان بر بخشیدن بود بقیه متن را بخوانید وگرنه که تا همین جایش هم نمی خواندید بهتر بود!

     

    گام 7. بخشیدن را در عمل نشان دهید!

    اگر واقعا از ته دل یک نفر را بخشیده باشید دیگر نباید اکراه داشته باشید که بروید با او دست بدهید و روبوسی کنید. اگر هم به تریش قبایتان بر می خورد که چرا او پا پیش نگذاشته غیر مستقیم به دوستان مشترک نشان دهید که تمایل دارید با رنجاننده آشتی کنید، همیشه پایه هایی برای مراسم آشتی کنان وجود خواهند داشت! البته آن فرق ظریف بین بخشیدن و آشتی کردن را یادتان باشد. بخشیدن همیشه همه آشتی کنان نمی شود.

     


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کینه ,روان ,بخشیدن ,دیگران ,خاطر ,هایی ,روان شناس ,سلامت روان ,یادتان باشد ,روان درمانی ,داشته باشد ,
    در عفو لذتی است که در انتقام نیست

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده